وبلاگنويسي؛ ابزار كسب درآمد
كسب و كار جديد
اما پيش از اينكه از كار روزانه خود كناره گيري كنيد، به خاطر داشته باشيد كه پولي را كه در انتظار آن هستيد نه ساده به دست ميآيد و نه ضمانتي براي دوام آن وجود دارد.
به يك دليل! اكنون بازار بسيار كوچك است. آژانس تبليغات وبي Organic امسال تبليغات وبلاگي به ارزش چهل ميليون دلار داشته است. بلاگرها غالباً تنها يك سوم فضاي تبليغات خود را با قيمتهاي بالا به فروش ميرسانند و بقيه اين فضاها به قيمتهايي با تخفيف بسيار زياد به فروش ميرسد و مانند هر تجارت ديگري كه بر پايه بازار متغير و ناپايدار تبليغات بنا شده باشد، مستعد شكست و زيان ناگهاني است و تهديد ورشكستگي و زيان در آن نسبتاً شديد به نظر ميرسد.
پديده وبلاگنويسي براي كسب درآمد، هنوز دوران طفوليت خود را سپري ميكند. گردش پول تبليغات وبلاگي نسبت به سال گذشته دو برابر شده است و با توجه به تخمين رشد پنجاه درصدي بازار تبليغات و پيشبيني افزايش گردش پولي تا سقف 6/23 ميليارد دلار، مطمئناً پول بيشتر و بيشتري نصيب صاحبان وبلاگها خواهد شد و شانس گروه در حال رشد وبلاگ نويسان براي كسب درآمدهاي كلان، از طريق نوشتن در مورد هر موضوعي كه به آن علاقمند باشند، در حال افزايش است. يكي از تبعات چنين روندي، به وجود آمدن تغييرات اساسي در تصور ذهني ما از نحوه ايجاد يك شركت رسانهاي موفق است.
نخستين ريشههاي درآمدزايي وبلاگها به اواخر سال 2002 باز ميگردد. زماني كه گوگل سيستمي انقلابي را ارائه كرد كه به صاحبان سايتهاي شخصي اجازه ميداد در سايتشان به تبليغات بپردازند. اين فناوري كه AdSenseنام داشت، تبليغات را با محتواي سايت هماهنگ مي كرد. هر زمان كه شخصي روي يك لينك تبليغات كليك ميكرد، مبلغي پول به صاحب سايت پرداخت ميشد. (مدلي كه اكنون به آن پرداخت در برابر كليك گفته ميشود). از آن زمان هر كس ميتوانست به ناشري واقعي با تبليغكنندگان واقعي تبديل شود؛ بدون اينكه با مشكلات و گرفتاريهايي روبهرو شود كه صنايع نشر عظيم مانند روزنامه و مجلات درگير آن هستند.
در ابتداي كار AdSense براي كساني كه اين روند را به تنهايي طي ميكردند، تنها ميتوانست پول مختصري را فراهم كند. در همان زمان تبليغات بصري - بنرها، دكمهها و تبليغاتي كه در زمان گسترش حباب اينترنت در سال 2000 بي اعتبار و منسوخ شده بودند - دوباره با حضور در سايتهاي پر طرفداري نظير ياهو و MSN محبوبيت خود را بازيافتند. فعالان بازار براي اين نوع تبليغات بر مبناي فرمولي پول پرداخت ميكردند كه CPM (هزينه براي هر يك هزار مخاطب جذب شده) ناميده مي شد.
آينده پيشبيني شده براي اين دو مدل تبليغ وبي، زنگها را براي كليه ناشران جاهطلب به صدا درآورد. نيكدنتون را ميتوان جزء اولينهاي اين گروه به حساب آورد. او ادعا ميكرد كه ميتواند سايتهايي را به شكل فعاليتي يك يا دو نفره و كمهزينه راهاندازي كند و براي تبليغكنندگان، مشتريان از پيش آماده و قابل انتخاب و در دسترس فراهم نمايد. او ادعاي خود را چنين توجيه ميكرد كه ميتواند با فروش عادي (مستقيم) تبليغات بصري با قيمتهاي CPMعالي بر سيستمهاي خودكار تبليغ نظير AdSense فايق آيد. اما در ابتدا براي وسوسهكردن تبليغ كنندگان به سرمايهگذاري در وبلاگهايش فضاي تبليغات را به صورت رايگان در اختيار آنها قرار ميداد.