1- بعد فردی

 موفقیت از نظر فردی، یعنی این که شخص به تنهایی و بدون در نظر گرفتن عوامل بیرونی به برتریهایی برسد.عامل این نوع موفقیت، بیشتر تلاش و کوشش خود فرد است. به عنوان مثال، موفقیت دانشجویی که در مسابقات علمی یا مهارتی، مقام برتر یا مهمی را به دست می آورد،بیشتر به خود فرد برمی گردد تا اطرافیانش.

     2- بعد سازمانی

اما موفقیت سازمانی،کمی پیچیدهتر از موفقیت فردی است.عامل این موفقیت، تنها تلاش خود فرد نیست، بلکه علاوه بر کوشش او، اطرافیان و همکارانش نیز در موفقیت او سهیم اند. البته شاید بتوان گفت که در این نوع موفقیت نیز عامل اصلی موفقیت، یک نفر است، اما نتیجه این نوع موفقیت تنها به خود فرد برنمی گردد، بلکه متوجه همکاران یا سازمان او نیز می شود. مثلا شرکت ایران خودرو در سال 1382  به عنوان شرکت برتر و نمونه از نظر میزان تولید انتخاب شد. می توان گفت که این موفقیت، نتیجه تلاش و کوشش کارکنان این شرکت است.

همه می دانیم که ما ایرانیان در زمینه هایی گوناگون افرادموفقی داشته ایم و داریم. به عنوان مثال در ورزش قهرمانان زیادی داشته ایم که برای کشورمان افتخار آفریده اند.افرادی چون جهان پهلوان تختی در گذشته و رضازاده(در وزنه برداری)در زمانه ما از این افرادند.

در عرصه دانش نیز افراد موفقی چون ابوعلی سینا و پروفسور حسابی داشته ایم و اکنون نیز هر ساله دانش آموزان و دانشجویانمان در المپیادهای علمی مختلف،مقامهای برتر را کسب می کنند.

به راستی آیا در زمینه اقتصادی نیز افراد موفق ایرانی داریم که در سطح دنیا مطرح باشند؟ آیا شرکت یا سازمانی ایرانی را می شناسید که تولیدات یا محصولاتش قابل رقابت با کشورهای دیگر باشد؟ همان گونه که می دانید،در این زمینه ما نمونه ای نداریم که موفقیتش قابل طرح در سطح دنیا باشد.

چرا نباید شما برنامه ریزی کنید تا در عرصه اقتصاد نیز برای کشورمان موفقیت بیافرینید؟ مثلا چرا نباید جوانانی مثل بیل گیتس(رئیس شرکت مایکروسافت)و ... در کشور ما باشند تا علاوه بر این که خود به ثروت دست یابند، برای جامعه نیز ارزش بیافرینند؟